CRM چه کاربردی دارد؟ چند مثال واقعی از کسب‌وکارها

CRM چه کاربردی دارد؟ چند مثال واقعی از کسب‌وکارها

این مقاله بخشی از راهنمای کامل CRM برای کسب‌وکارهای اینستاگرامی است.

تعریف CRM روی کاغذ یک چیز است؛ دیدنش در کار روزمره یک کسب‌وکار واقعی چیز دیگر. سه مثال زیر را از سه نوع کسب‌وکار متفاوت آورده‌ایم تا ببینید الگوی مشترکشان چیست.

مثال ۱: فروشگاه اینستاگرامی و مشتری VIP

یک فروشگاه لباس آنلاین متوجه می‌شود چند مشتری هستند که ماهی یک‌بار خرید می‌کنند و هیچ‌وقت شکایت نداشته‌اند. با تگ‌گذاری این مشتری‌ها به‌عنوان «VIP» در CRM، فروشگاه می‌تواند قبل از بقیه به آن‌ها از موجودی محدود خبر بدهد — بدون این‌که مجبور باشد از حافظه‌اش بگردد کدام مشتری‌ها این‌قدر وفادارند.

مثال ۲: کسب‌وکار خدماتی و یادآور نوبت

یک آرایشگر یا مربی خصوصی که نوبت‌دهی از طریق دایرکت انجام می‌دهد، با ثبت هر مشتری در CRM و گذاشتن یادآور، دیگر نوبت گم نمی‌کند و می‌تواند یک روز قبل به مشتری پیام بدهد که یادش باشد. نتیجه: کاهش نوبت‌های فراموش‌شده و مشتری راضی‌تر.

مثال ۳: تیم فروش کوچک و مرحله‌بندی معامله

یک کسب‌وکار با دو فروشنده، مشتری‌ها را روی مراحل «تماس اول»، «در حال مذاکره» و «قطعی‌شده» می‌چیند. مدیر با یک نگاه می‌بیند چند معامله در کدام مرحله گیر کرده و کدام فروشنده باید کجا سرعت بگیرد.

الگوی مشترک هر سه مثال

در هر سه مورد، CRM یک کار مشترک انجام داده: اطلاعاتی که قبلاً فقط در ذهن یک نفر بود، به یک سیستم قابل مراجعه و اشتراک‌گذاری تبدیل شده. نتیجه‌اش همیشه یکی است — کمتر فراموشی، تصمیم سریع‌تر، مشتری راضی‌تر.

جمع‌بندی

این‌ها فقط سه نمونه از ده‌ها موقعیت مشابه‌اند. اگر می‌خواهید ببینید در موقعیت روزمره‌ی خودتان — مثلاً وقتی مشتری می‌گوید «بعداً خبر می‌دم» — دقیقاً چه کاری باید بکنید، مقاله‌ی مشتری گفت بعداً خبر می‌دم؛ چطور پیگیریش کنیم؟ را بخوانید. برای شروع، بخش CRM دایرکت یار در app.directyar.com منتظر اولین مخاطبتان است.

این مقاله را به اشتراک بگذارید